تبليغاتX
انجمن اسلامی مستقل دانشگاه قم
درگيري لفظي ميان لاريجاني و حاميان احمدي نژاد در صحن علني

عصبانيت رايحه خوش از علني شدن تخلفات مالي دولت

گروه سياسي؛ اختلاف بر سر اينکه مردم محرم هستند و حق دارند مطلع شوند و دولت در خرج کردن بيت المال چقدر تخلف کرده و چه ميزان از بودجه کشور به هدر رفته يا اينکه ملت نامحرم هستند و نبايد گزارش اين تخلفات به گوش آنها برسد، ديروز صحن علني مجلس را نزديک به بيش از 45 دقيقه به هم ريخت. 


 


ادامه مطلب
+نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت8:42توسط ... |
وقتی سیستم بانکی بورس را نابود می کند
بحران اقتصادی جهان و سقوط شدید قیمت سهام و مواد اولیه در بازارهای مالی بین المللی ضربه سنگینی به بورس ایران وارد کرده و شاخصهای قیمت را از حدود 11 هزار واحد به حدود 9 هزار واحد در پاییز گذشته کاهش داد، اما افزایش شدید نرخ سود بانکی موجب وارد شدن ضربه دیگری به بورس تهران شد و شاخص سهام با سقوط تاریخی مواجه گردید.
با سقوط شاخص قیمت بورس تهران به مرز 8400 واحد، بیش از 70 میلیارد دلار سرمایه دولت که ارزش آن هم اکنون به 50 میلیارد دلار  رسیده، با خطر مواجه شده است.

به گزارش خبرنگار «آینده»، بحران اقتصادی جهان و سقوط شدید قیمت سهام و مواد اولیه در بازارهای مالی بین المللی ضربه سنگینی به بورس ایران وارد کرده و شاخصهای قیمت را از حدود 11 هزار واحد در نیمه نخست امسال به حدود 9 هزار واحد در پاییز گذشته کاهش داد، اما عملکرد سیستم بانکی کشور در افزایش شدید نرخ سود بانکی موجب وارد شدن ضربه دیگری به بورس تهران شد و شاخص سهام با سقوط تاریخی مواجه گردید.

اعلام سود 19 درصدی برای سپرده های یکساله که معاف از مالیات و قابل پرداخت به صورت روزشمار می باشند از سوی سیستم بانکی، در حالی صورت گرفت که موسسه مالی و اعتباری وابسته به شهرداری تهران بیش از 20 درصد و شرکت ایران خودرو نیز 5/22 درصد سود پرداخت می کنند و میانگین سود یکساله 20 درصدی تضمین شده و بدون ریسک در سیستم بانکی به معنای آن است که سود حاصله از فعالیت شرکتهای صنعتی موجود در بورس، حداقل باید سالانه 40 درصد باشد تا پس از کسر هزینه ها و مالیات و هزینه ریسک، سود معادل سیستم بانکی را پرداخت کند و در شرایطی که اکثر این شرکتها با بحران ناشی از رکود جهانی مواجهند، دستیابی به چنین سودی عملا ممکن نیست.

به نظر می رسد سیستم بانکی که به دلیل مطالبات معوقه بخشهای خصوصی و دولتی با کمبود شدید نقدینگی مواجه است، برای جلوگیری از بحران داخلی کوتاه مدت، عملا در مسیر ورشکسته کردن بورس گام برمی دارد، اگرچه مشخص نیست سیستم بانکی نیز با توجه به شرایط نابسامان بازار مسکن وضعیت چگونه قادر است سود 20 درصدی را به سپرده گذاران پرداخت کند.

فقدان مدیریت اقتصادی منسجم که هماهنگی را میان سه بخش مهم اقتصاد شامل صنعت، بازار بورس و سیستم بانکی برقرار کند، می تواند به بروز آسیب های جدی به نظام اقتصادی کشور و حتی ورشکسته شدن بورس و تشکیل صفهای طویل مشتریان برای فروش بینجامد. 
+نوشته شده در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت10:8توسط ... |
ناگفته های سفری که معادلات جهان و انتخابات خرداد را تغییر داد!
یکی از خبرنگاران مستقل محلی، با ارسال گزارشی برای آینده، حاشیه های جالبی را از حضور چشمگیر مردم استان یزد هنگام حضور رییس جمهور در این استان بیان کرد.

بنا بر این گزارش، دکتر محمود احمدي‌نژاد شب گذشته در پايان برنامه‌هاي دومين دور سفر استاني هيأت دولت به استان يزد در جمع خبرنگاران اين استان با تقدير از حضور آگاهانه مردم در استقبال از هيأت دولت اظهار داشت: بهانه حرکت ديروز مردم خون گرم استان يزد، استقبال از يک خدمتگزار بود. مردم با نشاط و لبخند آرمان‌هاي انقلاب اسلامي را فرياد کردند. حضور حماسي مردم در همه عرصه‌ها نعمت بسيار بزرگي براي انقلاب است و بدون شک حرکت ديروز مردم استان يزد بسياري از معادلات را در منطقه و جهان به نفع ملت ايران تغيير خواهد داد.

به گفته یکی از حاضران، پس از این جلسه و هنگام عزیمت اعضای دولت، یکی از نزدیکان رییس جمهور با ابراز خوشحالی از استقبال مردم یزد از رییس جمهور در زادگاه خاتمی اظهار کرده که این سفر معادلات انتخابات خرداد آینده را تغییر داده است.

بنا بر برآوردها حضور مردم یزد در این سفر نسبت به سفر 2 سال پیش دولت به شهر یزد بیشتر بوده و البته با انعکاسی بسیار بیشتر هم همراه بوده است.

در سفر استانی سال 85 دولت به استان یزد، عاصی، استاندار وقت یزد که رییس ستاد انتخابات دکتر احمدی نژاد بود و به سلامت و صداقت مشهور بود، با تعطیلی مدارس و ادارات در روز سفر رییس جمهور مخالفت کرد. همچنین ورزشگاه شهید نصیری یزد به عنوان محل حضور مردم تعیین شد که هم با مرکز شهر فاصله داشت و هم ظرفیت زیادی داشت و باعث شد حضور مردم هنگام سفر رییس جمهور کم شده و به دلیل بزرگ بودن ورزشگاه کمتر هم به نظر برسد و درمجموع استقبال یزدی ها از احمدی نژاد در آن سفر سرد جلوه کرد و گویا موجب ناراحتی برخی مقامات دولت هم شد.

با این حال در سفر امسال دولت به یزد با برنامه ریزی دقیق و حساب شده از مدتی قبل تلاش شد تا تمام کاستی ها جبران شود و نتیجه لازم نیز به دست آمد.

* در این سفر مدارس یزد تعطیل شد و ناظران و مربیان، دانش آموزان را به صورت منظم و دقیق بین محل فرودگاه تا میدان امیرچخماق استقرار دادند.
* بسیاری از سربازان پادگانها روز چهارشنبه را بدون لباس نظامی و در میان مردم استقبال کننده از دولت گذراندند.
* سیمای استان یزد نیز سنگ تمام گذاشت و به صورت مکرر، مردم یزد را به حضور در مراسم استقبال از دکتر احمدی نژاد فراخواند.

* با وجود آن که ادارات تعطیل نشد، استاندار اعلام کرد کارمندانی که می خواهند از سخنان سرشار از معنویت رییس جمهور بهره مند شوند، می توانند.

*مهمتر از همه آن که چون در این دور از سفر رییس جمهور به شهرهای دیگر استان یزد نرفت، جمعیتی حدود 15 تا 20 هزار تن با اتوبوسهای کرایه شده از شهرهای مختلف و برخی روستاها در شهر یزد و در جمع مستقبلین احمدی نژاد حضور یافتند. برای این افراد که از صبح روز سفر از خانه خود به راه افتاده بودند و تا بعداز ظهر هم مهمان شهر یزد بودند، طبق برنامه ریزی قبلی ناهار هم تدارک دیده شده بود که از جمله با پخش ژتون غذا در پایان سخنرانی به آنها داده شد.

* حرکت خودروی حامل رییس جمهور نیز بسیار کند صورت می گرفت، به گونه ای که طی مسیر 15 دقیقه ای 3ساعت طول کشید و حتی به موتورسواران مشهور یزدی اجازه داده شد پیشقراول خودروی رییس جمهور حرکت کنند.

* همچنین میدان میرچخماق به عنوان محل سخنرانی تعیین شد که جمعیت اطراف آن -که البته از مستقبلین 2سال قبل بیشتر بودند- چشمگیر دیده می شد. مجموعه این موارد از موفقیت استاندار کنونی یزد حکایت دارد و البته این پرسش را باقی می گذارد که او درست عمل کرده یا استاندار اول دولت احمدی نژاد؟
 
در این حال سایت حامی دولت هم نوشت: به نظر می رسد استقبال گسترده مردم یزد از رئیس‌جمهور آن‌هم در استانی که بین اصلاح‌طلبان به پایگاه این جریان شهرت دارد، پیام بسیار روشنی برای خاتمی است که به تازگی کاندیداتوری خود را در انتخابات دهم ریاست جمهوری اعلام کرده است.
 
این سایت در بیان حاشیه های سفر نگاشت:
 
«*پیش از حضور دکتر احمدی‌نژاد، سخنران چندین بار تکرار کرد که آقای احمدی‌نژاد در سیل جمعیت گرفتار شده و بعد خودمانی گفت آنقدر جمعیت زیاد بوده که ماشین رییس‌جمهور را بلند کردند و جابه‌جا نمودند ماشین هم مسیر را عوض کرده که مردم را دور بزند اما نمی‌تواند و به همین علت کاپوت ماشین کنده می‌شود!
 
* مردم بخش "نیر" به‌خاطر اینکه در سفر اول، آقای احمدی‌نژاد دستور داده بود، منطقه "کاریزات" به بخش تبدیل شود، ادعا داشتند که پس منطقه ما هم باید شهرستان شود؛ کفن پوش آمده بودند و با پارچه و پلاکاردهای متعدد، خیلی مصمم و جدی بودند، عاقبت به آنها اجازه داده شد که با یکی از پلاکاردهایشان نزد مسئولین بروند که این تصمیم، شعار "استاندار محترم تشکر تشکر"، "رئیس‌جمهور ما خدا نگهدارتو" آن‌ها را درپی داشت.
* یک دسته جوان موتورسوار (حدودا 40،50 موتور) با پرچم ایران و شعارهایی در حمایت از احمدی‌نژاد، دور تا دور میدان امیرچخماق (محل دیدار رئیس‌جمهور با مردم یزد) را مانور دادند.
 
* سطح شهر مملو از بنرها و پلاکاردهایی در حمایت و خیرمقدم‌گویی به رئیس‌جمهور بود که علی‌رغم ادعای بعضی سایت‌های دوم‌خردادی، قریب به‌اتفاق این بنرها توسط هیئت‌های مذهبی و گروه‌های مردمی نصب شده بود. استاندار یزد هرگونه نصب بنر از سوی ادارات دولتی و خود استانداری را ممنوع کرده بود، تنها شرح پیشرفت مصوبات سفر دور اول هیئت دولت توسط استانداری نصب شده بود. ناگفته نماند که تعدادی از این بنرها توسط افرادی ناشناس پاره شد.»
+نوشته شده در یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت9:24توسط ... |
برف خواهد آمد؛ برفي كه از سرنوشت سپيد آسمان با تو مي‌گويد

 

متن کامل نامه ایرج زبردست، رباعی‌سرای برجسته معاصر، به سیدمحمد خاتمی:
 
از اتفاق‌هایی که با دیروز راه می‌روند و از دیروزی که با موهای سپید و چشم‌های خاکستری زیر درخت‌های تاریک دنبال کلیدهای روشن می‌گردد...؛ همان کلیدهای روشنی که روزی عابران ناتمام، آن‌ها را به جای دانه‌ي گندم در دهان سرد خاک آسیاب کردند و گذشتند.

حتی اشیا و درخت‌ها هم می‌دانند، دیروز حافظه‌ي عجیب و وسیعی دارد. دیروز، این پیر هزارساله‌ي آشنا، وقتی دهان باز می‌کند همه سکوت می‌کنند و لام تا کام، نگاه در حیرت می‌ریزند. هر چه باشد دیروز، پدر امروز و پدر بزرگ فرداست و دگمه‌های باستانی پیراهنش را تاریخ بسته است. دیروز بی‌منها، بی‌ضربدر از سطرهای سپید و متن‌های سیاهی می‌گوید که خواب‌های بی‌تعبیر امروز را به فردا نزدیک می‌کند. فقط باید چونان علامت ؟ بود و از تازیانه‌ي جواب نترسید.

باري، این روزها تنها راه رسیدن به یقین، نگاه به چشم‌های بي‌فريب و دروغ تاریخ است که با عصای دیروز به دیوار بلند تجربه تکیه زده است. معلمی که روی تخته‌سیاه غفلت چراغ می‌کشد و جاده‌اي كه انتهايش به ستاره و لبخند مي‌رسد. باور کن، با شک نیز، هم‌عقیده که باشی می‌فهمی، همین معلم دارد به جای من این سطرها را برایت می‌نویسد. معلمی که نبض حافظه‌ی بشريت است و جهان را گلخانه‌اي آکنده از گل‌هاي سپيد صلح مي‌خواهد.

وقتی تردید خط خورد، ورق خورد. باید کنار هر نقطه یک چراغ سبز گذاشت و خیابانی کشید که تصادف در آن افسانه باشد. باید شکل راحت برف خواهد آمد؛ برفي كه از سرنوشت سپيد آسمان با تو مي‌گويد

متن کامل نامه ایرج زبردست، رباعی‌سرای برجسته معاصر، به سیدمحمد خاتمی که در اختیار «موج سوم» قرار گرفته است

 

از اتفاق‌هایی که با دیروز راه می‌روند و از دیروزی که با موهای سپید و چشم‌های خاکستری زیر درخت‌های تاریک دنبال کلیدهای روشن می‌گردد...؛ همان کلیدهای روشنی که روزی عابران ناتمام، آن‌ها را به جای دانه‌ي گندم در دهان سرد خاک آسیاب کردند و گذشتند.

حتی اشیا و درخت‌ها هم می‌دانند، دیروز حافظه‌ي عجیب و وسیعی دارد. دیروز، این پیر هزارساله‌ي آشنا، وقتی دهان باز می‌کند همه سکوت می‌کنند و لام تا کام، نگاه در حیرت می‌ریزند. هر چه باشد دیروز، پدر امروز و پدر بزرگ فرداست و دگمه‌های باستانی پیراهنش را تاریخ بسته است. دیروز بی‌منها، بی‌ضربدر از سطرهای سپید و متن‌های سیاهی می‌گوید که خواب‌های بی‌تعبیر امروز را به فردا نزدیک می‌کند. فقط باید چونان علامت ؟ بود و از تازیانه‌ي جواب نترسید.

باري، این روزها تنها راه رسیدن به یقین، نگاه به چشم‌های بي‌فريب و دروغ تاریخ است که با عصای دیروز به دیوار بلند تجربه تکیه زده است. معلمی که روی تخته‌سیاه غفلت چراغ می‌کشد و جاده‌اي كه انتهايش به ستاره و لبخند مي‌رسد. باور کن، با شک نیز، هم‌عقیده که باشی می‌فهمی، همین معلم دارد به جای من این سطرها را برایت می‌نویسد. معلمی که نبض حافظه‌ی بشريت است و جهان را گلخانه‌اي آکنده از گل‌هاي سپيد صلح مي‌خواهد.

وقتی تردید خط خورد، ورق خورد. باید کنار هر نقطه یک چراغ سبز گذاشت و خیابانی کشید که تصادف در آن افسانه باشد. باید شکل راحت پنجره‌ای شد و هر روز به خورشید و سایه‌های بی‌خمیازه‌ي صبح سلام کرد. حتی باید رنگ پیراهنت با دیگران متفاوت باشد. باید هوای تازه‌ي بامداد را در آستانه‌ي مسمومیت قرن، با سایه‌های شب‌زده تقسیم کرد و لب هر پنجره گلداني پر از نور و حرف گذاشت. باید به همه‌ي کلاغ‌ها گفت: کبوتر باشید و به مترسک‌ها پلک زدن را آموخت. باید شاعر را مثل هوا آزاد گذاشت تا روی تن ابرها بنویسد: باران که بیاید همه عاشق هستند. باید عاشقانه به سیاست لبخند زد و كابوس تبر را از همه‌ي باغ‌ها منها كرد. باید تندیسی از اعتماد و مهر ساخت و به دست مردم داد، مردمي كه رود را مي‌فهمند و به شاخه‌ي نور و کلام ساده‌ی سنگ ايمان دارند، تندیسی که هر روز صبح اذان بگوید و دهانش بوی ذکر و غار حرا بدهد. باید از این آسمان زيبا، هوای مسموم را گرفت و کمی خورشید، روی چهره‌ي غبارآلود ماه و ستاره‌ها پاشید. بايد آرام آرام، اين خاك را دوباره از خواب بيدار كرد و مثل آتش، مثلث حرف زرتشت را جشن گرفت.

باری، به‌زودی برف خواهد آمد. برفي كه از سرنوشت سپيد آسمان با تو مي‌گويد. و رد پایت آنگاه، روی برف‌ها می‌نویسد: ا....ی.....ر.....ا.....ن
 
با احترام و مهر

ايرج زبردست
شيراز
۲۰ بهمن ۱۳۸۷

+نوشته شده در یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت9:22توسط ... |